با تاب...با معشوقه...با گندم...
آرام که باشی، بی پاسخی..

حیف باشد.....
تو كه يك گوشه ي چشمت غم عالم ببرد
حيف باشد كه تو باشي و مرا غم ببرد..

که در آنجا
غم دل تازه شود
باز با دیدن یک صحنه ی زشت
که مرا می شکند
می فرستد به بهشت!
وطن من جاییست
که در آنجا
نفسم می گیرد
هوسم می گیرد
و نگاهم به دری می ماند
که در آن هیچ به غیر از هیچ است!
وطن من جاییست
که در آنجا
دل من
تنگ
برای وطنم می گردد!