تبليغات اين وبلاگ راه اندازي شد ازاينجا وارد شوید.

يـه دل دارم خـــدا داره زمين داره هوا داره
مــيون درياي غـــمش كشتـي و ناخدا داره
يه دل دارم تــرك داره ترس يقين و شك داره
رو بام برفيش هـــميشه يه دنيا باد بادك داره
يه دل دل دارم وفا داره يه طاقي از طلا داره
تو بهترين جاش يه يه دونه قصرو يه پادشاه داره
يــه دل دارم نگـــين داره هوا داره زمين داره
تو دريـاي پر از غمـش قايق و سرنشين داره
يه دل دارم غصه داره قفلاي سر بسته داره
از اونا كه ميان مي رن يه عالمه قصه داره
يه دل دارم خـيال داره عين پرنده بال داره
زخــميه امـا زخـماشم تماشا داره فال داره
يه دل دارم درد داره زمستون سرد داره
رنگ بــهارو نــديده خزوناي زرد داره
يه دل دارم شيشه داره تبر داره تيشه داره
ارزوهـايي كــه شـايد يه روزي وا مي شه داره
يــه دل دارم دعــا داره خوبي داره خطا داره
خودش مي گه تو اين زمون اين دل كجا بها داره
يـه دل دارم صــدا داره شادي كه نه بلا داره
يه جاش كويري يه جاش ابر هر كدومو جدا داره
يـه دل دارم جـنون داره سرخي رنگ خون داره
عاشقه و خودش مي گه هر چي داره از اون داره
يه دل دارم دونه داره لاله داره پــــــــونه داره
طفلكي فهميده كه يه صاحب ديوونه داره
يـه دل دارم ديـدن داره ديوونگيش چيدن داره
جوريه حالش كه فقط يه دنيا پرسيدن داره
يـه دل دارم دريـا داره كوير داره صحرا داره
دنياي ما هيچه پيشش واسه خودش دنيا داره
يه دل دارم بارون داره ليلي داره مجنون داره
ناخونده توش زياد داره اون هميشه مهمون داره
يـه دل دارم سفره داره خنده براش ضرر داره
گوش ندادن به طـپشش خيلي جاها خطر داره
يـه دل دارم اگر داره رو همه چي اثر داره
خودم تعجب مي كنم از همه چي خبر داره
يـه دل دارم حباب داره تشنه كه مي شم اب داره
گاهي يه چيزايي مي گه مي گه بكن ثواب داره
يه دل دارم پري داره ونوس و مشتري داره
زيـــر پــاهاي اسم اون فراشاي مرمري داره
يــه دل دارم اسـير داره كارش يه جايي گير داره
براي خــاطرات مــن صندوقي از حرير داره
يـه دل دارم مـاه داره بيـراهه و راه داره
انـــــــدازه ابراي ســرد درد ســــــــــرو اه داره
يه دل دل دارم اتيش داره تو ابرا قوم و خويش داره
نـه راه پس مونــده داره نه طفلي راه پيش داره
يـه دل دارم رقيب داره فراز داره نشيب داره
با اينــكه ادم نـــشده كلي درخت سيب داره
يه دل دارم كه غم داره يه عمره اونوكم داره
وقتي كه رفته وقتي نيست بي خود چرا بگم داره

از عارفي پرسيدند:حد فاصل گريه و خنده چيست؟
گفت: انسان با چشمهايش مي گريد و با لبهايش
مي خندد و حد فاصل اين دو دماغ انسان است....!

چاره
کسي به خردمندي گفت:مرا از فقيران و ثروتمندان
دوستاني بسيار باشد که از ملاقات و مصاحبت ايشان در
عذابم و فراغتي در اوقاتم نمانده است. چاره چيست؟
خردمند گفت: انان را که فقيرند"قرضي بده و از انان که
ثروتمندند قرضي بخواه تا هيچ يک تا ابد گرد تو نگردند...!

ببخشيد
ابلهي در راهي مي رفت"ائينه اي يافت"برداشت
و عکس خود را در ان ديد. ائينه را با احتياط بر زمين
گذاشت که ببخشيد"ندانستم مال شماست.!

عاقل تر!
به پدري گفتند:چرا به اين زودي به پسرت زن
مي گيري.
قدري صبر کن تا بزرگ تر و عاقل تر شود.
پدر گفت:اگر عاقل تر شود هرگز قبول نخواهد
کرد که زن بگيرد.

گاو عجول
معلمي از شاگردانش پرسيد:هر گاه دو گاو به
دنبال يکديگر بخواهند از کوچه باريکي عبور کنندو گاو
دومي در رفتن عجله نمايد"و اتفاقا شاخص در دم گاو اولي
اولي گير کند کداميک از ان دو گاو مي توانند بگويد که
حق تقدم با من است:اولي گفت:نه گفتند:دومي گفت نه
گفتند:هردو. گفت:نه. گفتند:پس جواب چيست؟
معلم گفت:جواب اين مسئله ان است که هيچکدام"
هيچکدام از ان دو گاو نمی توانند بگويند حق تقدم با من
است" براي اين که گاو حرف نمي زند!

سن کلاغ
مردي که متجاوز از شصت سال سن داشت کلاغي
خريد و در قفص بزرگي گذارده به خانه اورد.زنش پرسيد
فايده اين کلاغ چيست؟
گفت:شنيده ام کلاغ سيصد سال عمر مي کند
مي خواهم به عنوان ازمايش اين را نگهداري کنم تا
ببينم اين موضوع صحت دارد يا نه!؟
کتاب فروشي
ازکتاب فروشي پرسيدند:وضع کسب و کارت چگونه
است؟
گفت: بسيار بد چون انهايي که پول دارند سواد
ندارند و انهايي که سواد دارند پول ندارند تا کتاب
بخرند..!

اگر گفتني
کشيکي به کودکي تيز هوش گفت:اگر گفتي خدا
کجا هست من يک سيب به تو مي دهم
کودک گفت:اگر شما گفتيد خدا کجا نيست من دو
سيب به شما مي دهم..!

تفاوت
از گرگي پرسيدند:علت چيست که به هنگام فرار
تو بهتر و سريع تر از سگ مي دوي؟
گفت:علت ان است که دويدن من براي نجات خودم
و دويدن سگ براي نجات ديگران يعني چوپان يا
گوسفندان است..!

هنوز نگفته اند
از ابلهي كه خود را صاحب ذوق مي دانست
پرسيدند.زن برادرت دختر زائيده است يا پسر؟
گفقت:هنوز به من نگفته اند و نمي دانم كه من
عمو شده ام يا عمه!

پول و شرف
يكي از ديپلمات هاي خارجي به ناپلئون گفت:
براي كسب شرف و فرانسوي ها براي پول جنگ مي كنند.
ناپلئون گفت:بلي انسان هميشه طالب چيزي است
كه ندارد..!

خودش مرد
كسي گفت:عموي من ديروز مرحوم شد.
گفتند:دكتري كه او را معالجه مي كرد كه بود؟
گفت:كسي او را معالجه نمي كرد خودش مرد...!

نپرسند..!
ابلهي پسر خود را نصيحت مي كرد كه:اي پسر
روز قيامت از تو پرسند كه عملت چيست؟ نپرسندكه
پدرت كيست..!

به تو چه!
كسي به مردي گفت:همسايه ات عروسي دارد.
گفت: بمن چه!
گفت:قرار شد يك سيني شيريني به تو بفرستند.
گفت:به تو چه

تو كه...
شخصي ادعاي دانستن علم نجوم مي كرد.مردي
از او پرسيد:نام همسايه ات چيست!
گفت:تو كه همسايه خانه ات را نمي شناسي چطور
از ستاره هاي اسمان خبر مي دهي...!

فعلا
از كارمندي كه صاحب خانه وسائلش را در كوچه
ريخته بود و در بدر دنبال اطاق خالي مي گشت پرسيدند
شبها كجا مي خوابي؟
گفت :فعلا در داخل كادر اداري مي خوابم..!

شمارش معكوس!
از كارمندي پرسيدند: بهترين اعداد كدامند؟
گفت:از يك تا سي
گفتند:ديگر؟
گفت:از سي تا يك..!

مهلت مي دهم!
كارمندي به شخصي گفت:مرا مبلغي قرض و مدتي
مهلت بده تا بپردازم.
ان شخص گفت:مهلت هر چه بخواهي ميدهم
اما از پول خبري نيست!

فردا!
كارمندي به ارباب رجوعي گفت:امروز نمي شود
فردا بيائيد. فردا ارباب رجوع باز امد.
كارمند با تعجب گفت:دهه! باز هم كه شما امروز امديد
مگر نگفتم فردا بييا ئيد!؟

در فوايد قرض؟
كارمندي از شخصي مبلغي قرض خواست. ان
شخص گفت:من هم به همين علت از شما قرض
خواستم كه مرا نمي شناسيد..!

لطيفه هاي نوروزي
كارمند وارد اتاق رئيس اداره شد و گفت:
قربان يا پونصد تومان عيدي به من بدين يا ميرم
به كارمند هاي ديگه ميگم كه هزار تومان به من عيدي دادين!

استاد جراحي دانشكده پزشكي به دانشجويان گفت:
بچه ها لطفا موقع شكافتن بدن بيمار به چاقو زياد
فشار نياريد. اگه فكر مريض رو نمي كنيد لا اقل به فكر
ميز جراحي من باشيد!!!!

زن_ اره... مادرم و پدرم خواهرانم با شوهرش
و پنج تا بچه شون قرار شد واسه عيد چند روزي نزد ما
بيان!؟
خوانندگان محترم در صورت مشاهده اشكال املايي ان را به ما گزارش دهيد.
کسانی که مطالب جالب دارند برای نمایش در وبلاگ در نظر دهید ارسال کنند
مدیر وبلاگ:علی رضا کمالی
